|
مرگ ستارگان
|


سگ بزرگ که با نام عربی کلب اکبر هم نامیده می شود یکی ازصورت های فلکی است. این پیکر آسمانی مجموعه ای از ستارگان درخشان است و ۸سال نوری با ما فاصله دارد.
اگر نقشه هم نداشته باشید می توانید به راحتی صورت فلکی سگ بزرگ (کلب اکبر) را پیدا کنید، چون این صورت فلکی صاحب نورانیترین ستاره آسمان یعنی، شعرای یمانی است که روی شانه آن قرار گرفته است. سگ بزرگ (کلب اکبر) یکی از دو سگ شکارچی (صورت فلکی جبار) است.
![]() شايد بتوان ستاره شناسي را كهن ترين و به نوعي فراموش شده ترين موضوع زندگي بشر ناميد . وحتي اگر تا دورزمان ها در تاريخ بشر به گذشته برگرديم ، مي توانيم ردپايي از ستاره شناسي ببينيم .
در بقاياي تمدن سومري كتيبه هايي مربوط به ستاره شناسي يافت شده است كه قدمت آنها به 25000 سال قبل از ميلاد مسيح مي رسد . در بقاياي سنگي كتيبه هاي يافت شده ، تصاويري از گردش ماه به دور زمين وجود دارد . استادان ماوراءالطبيعه سومري خيلي زود دريافتند هر اتفاقي كه براي انسان رخ مي دهد يه نوعي به به ستارگان ارتباط دارد و در و.اقع ستارگان منشاء همه اتفاقات هستند . در سال 1920 يك دانشمند روسي بنام چيجفسكي مطالعات كاملي در اين خصوص انجام داد و متوجه شد هر يازده سال يكبار انفجارهاي عظيمي در خورشيد رخ مي دهد .
قدیمیترین آنها بدون هیچ تغییری ، گروهها و موسسات ستاره شناسی میباشند، جدیدترین آنها به نگه داشتن فیزیک نجومی در نامشان تمایل دارند، برخی اوقات کلمه ستاره شناسی را برای تأکید بر طبیعت تحقیقاتشان ، در نامشان قرار نمیدهند. به علاوه ، تحقیقات فیزیک نجومی ، مخصوصا در فیزیک نجومی نظری ، را افرادی که پس زمینه فیزیک و ریاضی دارند میتوانند انجام دهند. ستاره شناسی از معدود علومی است که آماتورها هنوز در آن نقش فعالی دارند، خصوصا در کشف و مشاهده حوادث زودگذر. ستاره شناسی نباید با طالع بینی ، شبه علمی که با پیگرد مسیر اجرام آسمانی ، مبادرت به پیشگویی سرنوشت افراد مینماید اشتباه شود. این دو اگر چه در ریشه مشترکند، اما کاملا متفاوتند؛ ستاره شناسان روش علمی را پذیرفتهاند، در حالیکه طالع بینها اینطور نیستند. | ||
|
|
|
ستاره يك توپ درخشان در فضاست كه مقدار بسيار زيادي نور و انواع دیگر انرژي ها را توليد مي كند. خورشيد يك ستاره است و انرژي نوراني و گرمايي زمين را تأمين مي كند. خورشيد يك ستاره با اندازه متوسط است. ستارگان به جز خورشيد، شبيه به نقاط چشمك زن نور به نظر مي رسند. خورشيد از زمین شبيه به يك توپ بزرگ است, زيرا از بقيه ستارگان به زمين نزديك تر است.
|
کلاستر گلبولی ستارگانی هستند که با جاذبه محکم به شکل گروه نگه داشته شده اند. یک کلاستر گلبولی یکی از متراکم ترین کلاسترهای شناخته شده از بین 147 کلاستر در کهکشان راه شیری است. | |
| ستارگان مي توانند ميلياردها سال زندگي كنند. يك ستاره موقعي متولد مي شود كه يك ابر بسیار عظیم از هيدروژن به قدري داغ می شود كه می تواند سوخت هسته اي بسوزاند (مقادير بسيار زيادي گرما و انرژي تابشي توليد كند). هنگامي كه سوخت هسته اي ستاره تمام مي شود (در مدت حدود پنج ميليارد سال)، هسته اش متراكم و به هم فشرده مي شود, در حالی که لایه های بیرونی ستاره گسترش پيدا مي كند. به این ترتیب ستاره به يك ستاره غول آسا تبديل مي شود كه در نهايت منفجر مي شود و به يك شيء سرد و تاريك تبديل مي شود (ستاره بسته به جرمی که داشته به كوتوله سياه، ستاره نوتروني يا سياهچاله) تبديل مي شود. | ||

تا کنون تصور می شده است غبارهای کیهانی که ذرات بنیادین ستاره ها ,سیارات, بدن ما و کلیه موجودات زنده را تشکیل می دهند ,حاصل انفجارات عظیم و ناگهانی ستاره های غول آسا ی در حال مرگ هستند. اما ظاهرا این انفجارات _ که ابرنواختر _ خوانده می شوند نمی توانند عامل بوجود آمدن تمامی غبارهای کیهانی باشند ,چرا که مشاهدات صورت گرفته بااسپیتزر گویای این احتمال است که منشا غبار های اولیه برای ایجاد ستاره های پر جرم تر مرگ ستاره های کم جرم تر است .
اگرچه پدیده ای کم اهمیت تر از ابرنواخترها عامل تشکیل ستاره ها شناخته شده است اما نباید این نکته را ار نظر دور داشت که شناخت منشا اصلی غبار ها ما را در شناخت چگونگی شکل گیری ستا ره ها و منظومه های خورشیدی یاری می کند .
کشف غبارهای کیهانی در اعماق خوشه کروی M15 موجب شگفتی بسیاری شد.این خوشه کروی حاصل تجمع صد ها هزاران ستاره است که تولدشان به 12.5 بیلیون سال پیش و شاید هم به روزهای آغازین تولد کهکشان راه شیری ما بر می گردد.ستاره های M15 از بسیاری جهات مشابه خورشید ما هستند البته برخی از آنها در حال گذراندن مراحل پایانی حیات خود هستند ,چیزی که خورشید ما نیز روزی تجربه خواهد کرد ,در این حالت ستاره ها به غول های سرخ تبدیل می شوند. با مشاهده دقیق تر M15مشخص شد که عامل ایجاد غبارها در این خوشه کروی غولهای سرخ آن هستند که با ایجاد باد های شدید ذرات غبار را در فضا پراکنده می سازند.

در ادامه بررسی های انجام شده بر روي اين خوشه كروي مشخص شد که اگرچه ستاره های کوچک و کم جرم از حیث داشتن عناصر سنگین غنی نیستند اما همین ستا ره ها ی کم جرم هنگامی به غول های سرخ تبدیل شوند ,می توانند بخوبی غبار تولید کنند. پس این احتمال وجود خواهد داشت که غبار های حاصله با گاز های بین ستاره ای ترکیب شوند تا ستا ره ها و سیارات جدیدی را تشکیل دهند یعنی تقریبا همان چیزی که در حدود 13 بیلیون سال پیش رخ داد.
نامگذاری ستارگان متغير:
کميته ای در انجمن بين المللی نجوم نامگذاری ستارگان متغير را بر عهده دارد. برای نامگذاری از حروف بزرگ انگليسی استفاده می شود. روش نامگذاری به اين صورت است که اولين متغير کشف شده در هر صورت فلکی را با R ، بعدی را S و به همين ترتيب تا Z نامگذاری می کنند. متغيرهای بعدی را با RR ، سپس RS و... RZ ، حالا ازSS و..... SZ استفاده می شود.نامگذاری همين روند را تا ZZ طی می کند. بعد سراغ ابتدای حروف الفبا می روند و ازAA ، شروع می کنند. اين روش تا QZادامه پيدا می کند. در اين روش نامگذاری از حرف J در هيچ ترکيبی استفاده نمی شود. اين نامگذاری در اطلس های ستاره ای به کار می رود. متغيرهایR -اسد ،RV -ثور ، BY -تنين بر اين اساس نامگذاری شده اند.
مبدع اوليه استفاده از حروف لاتين ،Friedrich Argelander، پدر علم مطالعه ستارگان متغير است .او در اواسط قرن نوزدهم نامگذاری را باRشروع کرد. وی اعتقاد داشت که متغير ها اجرامی کمياب هستند بنا بر اين در هر صورت فلکی بيش از۹متغير وجود ندارد. با اين روش در هر صورت فلکی می توان ۳۳۴متغير را نامگذاری کرد. بقيه متغيرها با V334 ،V335و.... نامگذاری می شوند. البته اگر در نامگذاری ستاره ی متغيری از حروف يونانی استفاده شده باشد همان نام برای آن حفظ می شود.
روش ديگری نيز برای معرفی متغير ها به کار می رود. در اين روش که به« توصيف هاروارد » معروف است از مختصات سماوی جرم استفاده می شود. اشکال اين روش اين است که به علت حرکت تقديمی زمين ، مختصات سماوی اجرام تغيير می کند و اين نامگذاری تابع زمان است. به همين دليل اخترشناسان هر سال مختصات ستارگان و اطلس های خود را تصحيح می کنند. به عنوان مثال با اين روش ستاره R -اکليل شمالی با بعد ١۵ساعت و ۴۴ دقيقه و ميل+۲۸( در اعتدال بهاری ١۹۰۰) به صورت ١۵۴۴+۲۸ نامگذاری می شود
درخشندگی يك ستاره (يا هر چيز ديگري در آسمان) قدر ناميده ميشود. شما با اين اصطلاح زياد مواجه خواهيد شد. روش قدرسنجي حدود ۲۱۰۰ سال پيش آغاز شد، يعنی زمانی كه ستارهشناس يوناني، ابرخُس، ستارهها را بهردههای درخشندگی تقسيم كرد و پُرنورترين ستارهها را «قدر اول» ناميد كه بهسادگي، «بزرگترين» معني ميدهد. ستارههايی را كه كمی كمنورتر بودند، «قدر دوم» ناميد، يعني دومين مرتبه بزرگی و بههمين ترتيب تا كمنورترين ستارههايي كه ميتوانست ببيند و آنها را قدر ششم ناميد.
با اختراع تلسكوپ، رصدگران ميتوانستند ستارههای حتی كمنورتر را هم ببينند. بهاينگونه قدرهاي ۷، ۸، و ۹ هم اضافه شدند. امروز دوربينهاي دوچشمي ميتوانند ستارههايي از قدر ۹ و تلسكوپهای ۶ اينچ آماتوري قدرهاي ۱۲ و ۱۳ را هم نشان دهند. تلسكوپ فضايي هابل ستارگانی از قدر ۳۰ را هم ديده كه تقريباً ۱۰ ميليارد بار كمنورتر از كمنورترين ستارههايی هستند كه با چشم غيرمسلح قابل مشاهدهاند.
در سوی ديگر اين مقياس، بهنظر ميآيد كه بعضی از ستارههای قدر اول ابرخس، بسيار پُرنورتر از بقيه هستند. براي اصلاح اين موضوع، اين مقياس حالا اعداد منفي را هم دربر ميگيرد. وِگا (Vega) از قدر صفر و شباهنگ، پُرنورترين ستاره آسمان از قدر ۴/۱– ميدرخشند. زهره حتي از اين هم درخشانتر است و معمولاً از قدر ۴- ميدرخشد. ماه كامل هم از قدر ۱۳- و خورشيد هم از قدر ۲۷- ميدرخشد
